مقاله‌اي درباره‌ٴ بوكاچيو (بولتن تاريخ طب‌، پيوست ش 3، ص 286؛ 301 ـ 303 بالتيمور، 1944) مورد بحث قرار داده‌ام‌. اطلاع ندارم در آن مورد خاص مانند سال‌هاي 1348 ـ 1349 يهوديان متهم شده‌باشند. تغيير اتهام از مسموم‌كردن چاه‌ها به استفاده از روغن مسموم‌، حيطه‌ٴ تنوع پوچي را كه در تاريخ خرافات مي‌توان يافت‌، به خوبي نشان مي‌دهد.
تأثير طاعون بر آموزش و پرورش هم مشابه تأثيرش بر امور ديني بود. مرگ و مير در ميان‌ معلمان و محصلان بر كار آموزش اثر گذاشت و گاه آن را در دانشگاه‌ها و مدرسه‌ها متوقف‌ ساخت‌. اثبات اين ادعا كه بيماري موجب فساد اخلاق استادان و دانشجويان شد، به همان اندازه‌ٴ اتهام مربوط به كشيشان دشوار است‌. ذكر نمونه‌هايي از فساد اخلاقي آسان است‌، ولي آيا ناشي‌ از طاعون يا ساير مصايب عصر از قبيل جنگ يا خباثت فردي بوده است‌؟
به گفته‌ٴ ماتئو ويلاني‌، دانشگاه فلورانس در سال 1349 تا حدي با اين نيت تأسيس شد تا بر جمعيت شهر، كه بر اثر طاعون كاهش يافته بود، بيفزايد و وضع اخلاقي و معنوي را كه به همين‌ سبب تضعيف شده بود، تقويت كند. هدف خوب بود و روش عالي‌، ولي توفيق دانشگاه تازه‌ ناچيز بود.
امكان دارد كه طاعون به انتشار زبان‌هاي بومي اروپا در برابر لاتيني كمك كرده باشد. مسلم‌ است كه انتشار انگليسي (در انگلستان‌) در برابر زبان فرانسه دراثناي نيمه‌ٴ دوم قرن از لحاظ كمّي‌ فزوني يافت‌. ممكن و حتي محتمل است كه طاعون در آن زمينه كاري كرده باشد، چون طاعون‌ مانند طوفان سهمگين بر سراسر جامعه وزيد و همه چيز در معرض آن قرار گرفت‌.
نابودي سكونتگاه‌هاي ايسلنديان در گروئنلند را ناشي از طاعون مي‌دانند، كه در 1348 ـ 1349 در نروژ شيوع يافت‌، ولي اين امر اثبات نشده‌است‌؛ بيشتر محتمل است ايسلنديان‌ رهاشده در گروئنلند به‌تدريج با بوميان مخلوط شده‌اند. ¿ اين بحث در فصل اول‌.

تكوين بهداشت عمومي

باارزش‌ترين پيامد طاعون سازماندهي بهداشت عمومي بود، يعني متداول‌شدن مقررات‌ خاصي براي پيشگيري از سرايت بيماري و حفظ سلامت مردم‌. هيچ تعريف علمي از سرايت‌ بيماري وجود نداشت‌؛ چون براي اين كار دست‌كم دو قرن ديگر وقت لازم بود، يعني تا زمان‌ جيرولامو فراكاستروي ورونايي (حدود 1478 ـ 1553)، كه كتـاب در باب سرايت بيماري‌ها (1545) را نوشت‌،1 و حتي سه قرن ديگر تا زمان پيدايش پاستور و تولد باكتري‌شناسي‌،


1. Hieronymus Fracastorius (ـ 1478-1553)، موٴلف‌:  curtione libri III Di contagione etcotagiosis morbis et eorum (ونيز 1546).